<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://cinematheater.loxblog.com</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com</link>
<description>از دیدگاهی White Star Production</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>نهادینه سازی تیاتر افغانستان:</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com/نهادینه-سازی-تیاتر-افغانستان</link>
<guid>https://cinematheater.loxblog.com/نهادینه-سازی-تیاتر-افغانستان</guid>

<description><![CDATA[
نهادینه سازی تیاتر افغانستان:
تیاتر بدون مخاطب و تماشاگر هیچگاه محقق نمی شود و جامعه ای افغانی بدون تیاتر همواره یکی از اساسی ترین نیازهایش را کم دارد.
به فکر من هر کسی در زندگی به مرحله ای رسیده که نیاز به الگو و طرح مباحث و موضوعات مختلف اندیشه محور و خرد ورزانه را احساس کند؛ به همه گان معلوم و آشکار است در همه جای دنیا تیاتر و سایر هنرها از مهمترین ابزار تقابل اندیشه، ارتباط نسل ها، گفتگوی انسانها و تعامل اندیشه هاست. حتما تجربه داشته اید که دیدن بازتابی از زندگی در آینه هنر چقدر می تواند در روح و جسم و اندیشه مان موثر باشد. اما در طول تاریخ دورانهایی هم بوده اند که در آنها جوامع بدلایل مختلفی چون، ناشناس بودن گونه هایی از هنر، جنگ، ویرانی مدخلات کشورهای بیگانه و مشکلات اقتصادی و مشغولیت های دیگر این ضرورت را به عنوان یک اصل کلی و اساسی احساس نکرده به هنر بی تفاوت شده اند.  در جامعه ما نیز به نظر نمی رسد که نیاز به هنر تیاتر از طرف مردم و مسئولین امر زیاد جدی گرفته شده باشد و آنچه مشخص است آنکه ما نسبت به یکی از اساسی ترین ابزارهای فرهنگ و هنر بی تفاوت بودیم و هیچگاه برای نهادینه کردن آن به عنوان یک ضرورت اجتماعی تلاش نکرده ایم.
در جامعه ای سنتی افغانستان عزیزما؛ امروز بیشتر مردم و تقریبا همه هنرمندان و روشنفکران اهل هنر ضرورت و نیاز به دنبال راهکاری برای نهادینه کردن هنر تیاتر در جامعه هستند.
به عقیده ای من نهادینه کردن هنر تیاتر در جامعه ما به یک زمان طولانی و کار فرهنگی دراز مدت نیاز دارد که اگر صورت بپذیرد مسلما نتایج اجتماعی و فرهنگی مثبت و مهمی را در پی خواهد داشت.
1: باید از مکاتب آغاز کرد و دانش آموزان را از سنین پائین به کتابخوانی و فرهنگ علاقه مند ساخت. در صورتی که از سنین پایین برای فرهنگ سازی برنامه ریزی و اقدام شود این علاقه در اطفال بوجود می آید و چند سال بعد که این دانش آموز وارد جامعه شد فرهنگ را بصورت جدی تر مطالبه می کند و پی می گیرد. دلیل آنهم این است که نیاز فرهنگی از دوران طفلی در وجودش نهادینه شده است. تیاتر اگر از همان سال های ابتدایی به عنوان یک واحد درسی وارد خانواده ها شود، آنها را با خود درگیر می کند و خانواده چون باید بدنبال شیوه هایی برای پاس کردن آن واحد درسی باشد، آرام، آرام با تیاتر آشنا می شود و این آشنایی گسترش پیدا می کند.
2: تا زمانیکه در کشور عزیزما مثل کشورهای خارجی این اتفاق نیفتد تیاتر در جامعه نهادینه نخواهد شد. این نیازمند کار مداوم طولانی و فرهنگی است و اگر بروی آن برنامه ریزی اصولی صورت نگیرد نتایجی خوبی نخواهد داشت.
3: راهی دیگری تبلغیات توسط رسانه های تصویری، چا&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پی و شنیداری است:
نقش تبلیغاتی رسانه هایی چون رادیو، تلویزیون و مطبوعات در این زمینه خیلی مهم است و نمی توان از آن چشم پوشید. در حقیقت یک مسئله مهم این است که به اشکال متفاوتی می توان تیاتر را تبلیغ کرد. این در حالی است که امروزه تبلیغات بسیار کمی برای تیاتر وجود دارد. باوجود آنکه بیشتر از 36 تلویزیون شخصی و دولتی در جامعه ما فعالیت دارد بجز یک تلویزیون دولتی گاه گاهی بعضی از نمایش های تلویزیونی را نشر میکند با وجود راهکارهای مختلف تیاتر هنوز در جامعه ما نهادینه نشده و آحاد مردم با آن بیگانه هستند.
در کل گفته میتوانم بیش از 90 درصد مردم ما بیگانه از هنر تیاتر هستند و هیچ شناختی ندارد از این هنر، برای نهادینه کردن هنر نمایش در سطح کلان فرهنگی جامعه باید برنامه ریزی شود. اما متاسفانه چنین اقدامی هنوز به صورت جدی انجام نشده است. مهمترین مسئله این است که در سطح کلان برنامه ریزی های فرهنگی باید برای تیاتر سرفصل باز شود و با سیاست گذاری به تعیین راهکارهای مختلف پرداخته شود.
4: خانواده های ما با هنر تیاتر آشنا شوند: بسیاری از مردم و خانواده ها با کاربردها و کاربری های تیاتر آشنا نیستند و دلیل آن هم در دسترس نبودن این هنر است و اغلب مردم ما یا به تیاتر دسترسی ندارند و یا اینکه بطور تصادفی جذب آن شده اند و کمتر برنامه هدفمندی برای جذب آنها به تیاتر صورت گرفته است.  محصولات مختلف تولیدی ابتدا باید با تبلیغات مناسب به مردم معرفی شوند و بعد در دسترس آنها قرار بگیرند و بعد از آن هم تولید کننده باید وارد عمل شده و ذائقه مخاطب را در مورد اثر تولیدی بسنجد و بر اساس نتیجه آن محصولات بعدی را تولیدکند. برای نهادینه کردن هنرتیاتر در جامعه چند کار مهم باید انجام داد:
اول آنکه باید تیاتر را با افزایش سالن ها و تعداد بیشتر اجراها به تماشاگران و مردم بشناسانیم. شناساندن تیاتر به مخاطب نخستین راه برای نهادینه کردن است.
&nbsp;در مرحله دوم، باید از موضعی دیگر وارد شده و در مورد کارهای عرضه شده نظرسنجی کنیم و ببینیم که این تیاترها آیا مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته اند یا نه؟ و چگونگی برخورد استقبال مخاطب با تیاتر را بسنجیم و در مرحله بعد بر اساس نظر سنجی انجام شده نوع تولید مورد نظر مخاطب باید با در نظر گرفتن مشروعیت های محتوایی، شکلی و تکنیکی در اختیارش قرار گیرد.
از همه مهم ترما در حوزه مسئولیتی هم برای نهادینه کردن تیاتر به حمایت های مادی و غیر مادی نیاز داریم. در زمینه حمایت های مادی تعداد سالن های تیاتر باید افزایش پیدا کند. مثلا در شهر کابل بجز پوهنحی هنرهای زیباٰ، کابل تیاتر ما مکانهای دیگری برای بنمایش گذاشتن هنر تیاتر نداریم فکر می کنم نیاز به سالن های بیشتری داریم &nbsp;اما در زمینه حمایت های غیر مادی تیاتر باید مورد توجه مسئولین قرار بگیرد. مثلا مسئولین وزارت اطلاعات وفرهنگ و دیگر نهاد های دولتی به سالن ها بیایند و تیاتر ببیند. با اینکار هم هنرمندان تشویق می شوند، و هم مردم به واسطه این حضور دلگرمی &nbsp;بیشتری پیدا می کنند و نسبت به این پدیده واکنش بهتر و بیشتری نشان می دهند.
به امید انقلاب فرهنگی در جامعه ای ما....................
سمندری 07/06/2014 شنبه شب کابل]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:32:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نگاهی به تیاتر افغانستان</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com/نگاهی-به-تیاتر-افغانستان</link>
<guid>https://cinematheater.loxblog.com/نگاهی-به-تیاتر-افغانستان</guid>

<description><![CDATA[
تیاتر افغانستان.
تیاتر هنری است که مخاطبانش را به واقعیت&zwnj;های زندگی و سپس به حقیقت&zwnj;های ایده&zwnj;آل آن ارجاع دهد و با قرار دادن تماشاگران در موقعیت&zwnj;ها و داستان&zwnj;های خود زندگی، آنان را به نگره&zwnj;های نوین و آرزوطلبی&zwnj;های کمال&zwnj;یافته&zwnj;تری رهنمون کند.  در کنار این حقیقت&zwnj;ها لذت مواجهه، مکاشفه حسی و ذهنی و نیز سرگرم شدن را به آنها ارزانی دارد؛ طوری که تماشاگر از لحاظ روحی و روانی در فضای مفرح&zwnj;تر و همزمان اندیشمندانه&zwnj;تری قرار بگیرد.  در حالیکه هنر تیاتر در افغانستان پیشینه&zwnj;ای کهن دارد و سرآغاز آن که با نام تیاتر سنتی افغانستان گره خورده، در افغانستان به صورت قصه&zwnj;خوانی و تمثیل داستان&zwnj;های عشقی مانند لیلی و مجنون، وامق و عذرا و یا روایت&zwnj;های حماسی، مانند واقعه کربلا در روزهای خاصی از سال، در شهرها و بازارها و یا مکان&zwnj;های تفریحی، توسط مداحان و راویان با پوشش و &zwj;ژست&zwnj;ها&nbsp; و بیان&zwnj;های خاصی به نمایش گذاشته می&zwnj;شد.  هر یک از این مداحان، شاگردانی داشتند که باید سال&zwnj;ها در کلاس درس استاد می&zwnj;بودند و نباید طریقت استاد دیگری را در پیش می&zwnj;گرفتند. زمانی که استاد توانایی مداحی&zwnj;گری را در شاگردی می&zwnj;دید، آن وقت اذن به کار او می&zwnj;داد و این گونه یک شاگرد، مداح می&zwnj;شد. بعد از مداحان، سادوها یا درویشان هندی گروه دیگری بودند که فصل تازه&zwnj;ای را در تاریخ تیاتر افغانستان گشودند. این گروه&zwnj;ها اغلب به نقاط مختلف سفر می&zwnj;کردند و با ایراد سخنرانی&zwnj;های توام با جذبه و هیجان و صحنه&zwnj;آفرینی&zwnj;های شگفت، توجه مردم را به خود جلب می&zwnj;کردند.
نوع ژانر نمایش هم در شرایط و موقعیت&zwnj;های گوناگون زندگی اجتماعی متفاوت است و کاربری هر کدام به نیازهای فرهنگی و روحی و روانی جامعه برمی&zwnj;گردد؛ اما یک الزام اساسی در همه حال وجود دارد؛ لازم است مایه اعتلای روحی و احیای نیروها و عوامل حیاتبخش زندگی شود. &nbsp; ولی چرا این اتفاق مهم در حوزه تیاتر کشور ما رخ نمی&zwnj;دهد یا به ندرت با آن روبه&zwnj;رو هستیم، جای پرسش است. یکی از علل عمده ضعف تیاتر افغانستان، فاصله گرفتن محتوا و مضمون نمایش&zwnj;ها از تم&zwnj;ها و موقعیت&zwnj;های خود زندگی است. نمایش&zwnj;هایی که روی صحنه اجرا می&zwnj;شوند، همانند نویسندگان آنها دچار ازخودبیگانگی و جدا افتادگی شده&zwnj;&zwnj;اند.  وقتی موضوع یک نمایش هیچ ارتباط و سنخیتی با زندگی مردم ندارد، این به آن معناست که تیاتر از چرخه زندگی خارج شده و به وضعیت عینی و واقعی مردم و آرمان&zwnj;ها و ایده&zwnj;آل&zwnj;های آنان بی&zwnj;اعتناست. بدهنجاری های تیاتر ولایات ، مدت هاست كه مثل میخ در بیخ گلوی دلواپسان تیاتر، فرورفته است. موجودیت تیاتر ولایات ، در غنای تیاتر پایتخت، هماره روزگار حكم یك گنجینه را داشته است. گنجینه ای كه كلیدش هرگز در اختیار گروه های ولایاتی نبوده است و نیست. فرهنگ اقوام افغانی، آداب و آئین های شهرهای مرزی، اساطیر و افسانه های 5000 ساله، حماسه های شکست برتانیایی وقت، امپراطوری های محمود غزنوی، احمد شاه ابدالی، دل حادثه در ادبیات مناطق مختلف و آن زبان سرشار از متل ها و مثل ها و استعارات خراسان، همیشه و همواره مثل یك چشمه جوشیده است، چشمه ای كه به وسیله یك نقب پیچ در پیچ خوفناك از آن سوی جنگل ها و كوه ها و كویرها به بستر تیاتر پایتخت منتقل شده بی آنكه از سخاوت سیراب كننده اش، گل نمی بر لب های خشك و ترك خورده دشت و دمن و دامنه ها بنشیند و این قصه جگرسوز، از آن دوران تا امروز، همچنان و هنوز ادامه دارد. با این تفاوت كه در آن روزگاران استعدادهای مثل سایین قناد، صلاح&zwnj;الدین سلجوقی و آقای علی رونق خود را به کابل رساندند اما در قله بالا تیاتر پایتخت، پر ریختند ولی امروز به گمان من درخشان ترین استعدادهای تیاتری ما، جوان هایی هستند كه بر حسب ندرتی نادر به کابل كوچ كرده اند و با اتكا به تجربه ناكامی های نسل میانه، بر قله بالا تیاتر پایتخت ایستاده اند. اما، آیا حضور این چند جوان را می توان بهای پرداخت شده همه استعدادهای متروك و منزوی محسوب داشت؟ تفاوت دیگر آنكه، در آن دوران انتساب سیاهه ضعف های امور اجر ای تیاتر به مدیران دولت های استخمار دل شیر می طلبید. گفتن و نوشتن همان و منزوی شدن همان. ولی امروزه روز مقصر شمردن و كوبیدن مسئولان تیاتر، یك رسم شده است. بهایی در حیطه مدیریت یا كلید رمزی در تضمین تداوم احكام مدیرانی كه در برابر این انتقادهای سطحی و شخصی، مصونیت پیدا كرده اند. واقعیت این است كه ماهیت این خرده فرمایش های ارزان بها، اصل انتقاد را از سكه انداخته است. كار به جایی رسیده كه اگر دو تا كلمه حرف حساب هم داشته باشی از مطرح كردنش پروا می كنی كه مبادا تو هم نوعی از انواع مخالف خوان معمول و متداول قلمداد شوی. مخالف نوازان فرصت یاب و امتیاز شناسی كه برای بلع اعتبارات مالی تیاتر، دندان گرد و اشتهایی سیری ناپذیر دارند. و این، نه بدان معناست كه تیاتر افغانستان از مدیریتی بی نقص برخوردار است، چه ابله باشم اگر بخواهم چشم هایم را بر نقایص آئین نامه های اجرایی و تصمیم های اشتباه مدیران ببندم و ابله تر آن زمانی كه همه نقایص را به مدیریت تیاتر منتسب كنم.  اگر مدیریت تیاتر هزار مشكل داشته باشد، من و تو، در مقام اهل صحنه، به عنوان نویسنده و كارگردان و بازیگر و طراح و... هزار و یك مشكل داریم كه یكی از آن ها هزار و یكمین اش تیاتر نه برای هنر، تیاتر نه برای تیاتر، تیاتر نه برای مردم، تیاتر نه برای لذت و خدمت و اعتبار، نه، هیچ كدام مهم نیست، تیاتر برای پول، فقط پول.&nbsp; سمندری 2014/9/3
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:32:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نمایش در ایران</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com/نمایش-در-ایران</link>
<guid>https://cinematheater.loxblog.com/نمایش-در-ایران</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp; نمایش در ایران:&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp; از احوالات نمایش در دوران پیش از اسلام آگاهی درست نداریم . زیراکه گسسته گی های تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی و انعدام بسیاری از نشانه ها و یاد بود های ادبی و هنری در طول قرن ها همگی سبب شده اند تا کمترین مدرک در این زمینه باقی مانده.&nbsp; بنابراین ، اگر از وجود جنبه های نمایشی در برخی از آیین های اساطیری و مذهبی مثل آیین های پرستش میترا ، سوگ سیاوش و یا اجرای سرودهای اوستایی بگذریم و توضیح وتفسیر مراسم نمایشی همچون مغه کشی و کوسه برنشین را بر عهده علم انسان شناسی و جامعه شناسی قرار دهیم و تحقیق در قول( پولو تارک) مورخ یونانی در باب بنایی تماشاخانه در شهر های شوش و پرسپولیس توسط اسکندر مقدونی را کار باستان شناسا ن بشناسیم ، آنگاه برای پژوهنده نمایش دیگر چیزی قابل باقی نمیماندکه به بررسی آن بپردازیم .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 

 
&nbsp;اما پس از آن که مذهب اسلام سکنه گزید و فرهنگ آمیخته از تعالیم خو د با سنت ها و روش های زنده گی ایرانیان فراهم آورد و پس از گذشت قرن ها بازی های نمایشی و آهین های مذهبی و اجتماعی بار دیگر پدیدار گشتند . برخی از آنها مطعلق به دوران پیش از اسلام بودند که لاجرم تغییر مضمون میدهند مثل مراسم کوسه برنشین که تبدیل به میر نو روزی میشود و مغ کشی در هیهت عمر کشان رخ مینماید. اما برخی دیگر کم کم پیکره مستقل پیدا میکنند&nbsp; از آن جمله است نقالی ، پرده داری و نمایش های عروسکی اما مهم ترین رخداد نمایشی ، درظهور نوع نمایش حزن انگیز مذهبی بود که بعد ها به عناوین چون شبیه و تعزیه مشهور شد . در مورد تاریخ آغاز این هنر و چگونه گی آن قول ها و نظریات گوناگون ابراز شده است. گویند که (معز الدوله دیلمی ) درقرن چهارم هجری فرمان صادر میکند که تهی آن به مراسم سوگواری فاجعه ( کرب بلا ) رسمیت داده میشود و از آن پس هر ساله مراسم در سوگ شهادت امام حسین ع و یارانش در گوشه و کنار مملکت برگزار میشود . قول ( ابن کثیر شامی) را میتوان دال بر وجود نمای تعزیه در قرن چهارم هجری پنداشت . چه نزدیک به چند قرن وقت لازم بود که تا اسباب تحول مراسم سوگواری فاجعه کربلا به یک شکل نمایشی فراهم آید ، و در این راه عوامل بسیار زیاد و گوناگون دخالت داشته است که در اینجا به برخی از آنها به اختصار اشاره میکنیم : 
&nbsp;
&nbsp;&nbsp; 1: وجود افرادی به نام مناقب که در قرن های پنجم و ششم هجری ، به روایت داستان های تاریخی برای مردم میپرداختند و از آنجا که این افراد شیعه مذهب بودند ، بیشتر به مدح اهل بیت پیامبر میپرداختند و از جنگ ها ، دلاوری ها و عدالت خواهی ها و همین طور مظالمی که بر آنها رفته بود سخن میگفتند.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;
 
&nbsp;2: ایجاد سلسله صفویه در قرن دهم هجری و رسمیت یافتن تشیع و تشویق و ترغیب شاعران به سرودن اشعار مذهبی و مهم تر از همه نظم داستانی دادن به وقایع کربلا توسط این شاعران از یک سوی و برگزاری مراسم سوگواری باشکوه از صوی دیگر . از جمله حماسه های دینی که در این دوره سروده شده اند ، گذشته از خاوران نامه و حمله حیدری ، باید از روضت الشهدا و سراینده آن ( کمال الدین حسین بن علی واحض کاشفی ) نام برد چه کاشف سبزه واری ، کلیه وقایع اهل بیت را به نثر نظم در کتاب خود آورده و به آن نظم داستانی بخشیده است.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
3: فراهم بودن زمینه های تاریخی و اجتماعی لازم ، زیرا که تعزیه در قالب و مضمون قادر بود تا جهان بینی و توقوعات انسان های که در شرایط استبدادی متعلق و معضلات اجتماعی و اقتصادی پیچیده زنده گی میکردند&nbsp; و به سبب هجوم اقوام مختلف و تحمل مصایب بسیار دایما در یک عقب مانده گی تاریخی به سر میبردند تا در خود منعکس کنند و سبب شود تا تماشاگر مظلومیت خودرا درآن ببیند و تزکیه شود .&nbsp;&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp;

مضمون تعزیه ، مانند اکثر هنر های دینی ، رویارویی دو نیروی خوب وبد &ndash; اولیا و اشقیا &ndash; و در بر گیرنده این وقایع است هجرت امام حسین و خاندانش از مدینه ! دست گیری و قتل فرستاده گانی که امام حسین (ع) برای جلب حمایت مردم به کوفه اعزام میدارد ، اسارت دو فرزند کو چک فرستاده امام حسن ، معاصره خاندان آن حضرت ، بستن آب به روی اهل بیت ، شهادت حضرت عباس&nbsp; که قصد آوردن آب برای بچه های خاندان را دارد ، شهادت قاسم که عروسی اش همراهی دختر امام حسین تبدیل به عزا میشود ، شهادت دو پسر امام حسین یکی علی اکبر و دیگر علی اصغر ، شهادت 72 تن یاران امام حسین ، شهادت امام حسین و بلاخره مجالس اسارت زنان خاندان و بردن آنان به نزد یزید در دمشق. تعزیه در آغاز فقط حاوی وقایع تعزیت آمیز بود ، اما رفته رفته عناصر دیگری نیز وارد آن شدند . به طوری کلی تعزیه را از لحاظ موضوع به سه دسته تقسیم کرده اند. واقعه ، پیش واقعه و گوشه . واقعه ها شامل تعزیه های اصلی استند که راجع به شهادت امام حسین و یارانش در صحرای کربلا است . در این تعزیه ها مو ضوع و اشخاص ، مذهبی استند در این قسمت میتوان از شهادت حضرت عباس ، حضرت مسلم و دو طفلانش و شهادت امام حسین نام برد .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;

 پیش واقع ها شامل تعزیه های فرعی استند که از نظر داستانی استقلال کامل ندارند و در ارتباط با یک واقعه به نمایش گذاشته میشوند . به عبارت روشن تر ، همیشه یک پیش واقعه منجر به واقعه میشود .در این تعزیه ها موضوع و اشخاص الزاما مذهبی نبوده اما در ارتباط با موضوع اصلی &ndash; واقعه کربلا آورده میشوند از آن جمله است مجلس عباس هندو . گوشه ، شامل شبیه های است که عناصر کمیک در آنها وجود دارد و از نظر داستان هم مستقل استند . اشخاص این شبیه ، مذهبی و غیر مذهبی بوده و حتی از سایر ملل نیز اشخاص در آن وارد شده است . شبیه مضحک از تحول همین گوشه ها به وجود امده است از نمونه گوشه ها میتوان عروسی رفتن فاطمه زهرا را نام برد . زبان تعزیه شعر است و از آن جا که اشعار توسط شاعران درباری و صاحب سبک سروده نشده و بیشتر تحت تاثیر زبان عوام شکل گرفته&nbsp; ، لذا ازخطاها ی لغوی ادبی و دستوری بر کنار نبوده است . اما چه باک که آکنده از عوامل نمایشی بوده وبا توده های تماشاگر خود به راحتی میتوانسته ارتباط بر قرار کند. موسیقی و آواز از اهمیت و اعتبار خاص بر خوردار بوده و نقش این دو در تعزیه تا جایی است که بسیار از اهل فن آنرا اپرای تراژیک میدانند که در نوع خود بی نظیر بوده است.&nbsp;&nbsp; از حالات موسیقی که در تعزیه به کار میرود ، گوناگون و معمولا شامل نی ، قره نی، طبل ، دهل ، کرنا و سنج و شیپور است . البته استفاده از این حالات بستگی به مکان اجرای تهزیه و امکانات تعزیه گردان ها و متولیان آن دارد. صحنه آرایی و استفاده از وصایل همچون اغلب نمایش های شرقی در تعزیه نمادین بود ه و باور های مذهبی تماشاگران ویژه گی های خاص به شیوه اجرا و استفاده از اشیا و وصایل و با زیگری میدهد .
&nbsp;

]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:32:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نمایش در جاپان</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com/نمایش-در-جاپان</link>
<guid>https://cinematheater.loxblog.com/نمایش-در-جاپان</guid>

<description><![CDATA[
نمایش در جاپان:

نمایش جاپانی یکی از شناخته شده ترین انواع نمایش شرقی در جهان است . چه به یمن تلاش محققان بسیار و نشر آثار فراوان به زبان های مختلف ، این نمایش اینک چهره جهانی یافته است . نمایش های جاپانی نیز همچون سایر انواع نمایش های شرقی ریشه در فلسفه ، مذهب وآیین های اجتماعی دارند . نقل میشود زمانی که بودایسم در قرن ششم میلادی به جاپان وارد میشود نوع رقص همراه با موسیقی هم به نام&nbsp;&nbsp; گیگاکو به آن وارد میشود این رقص به زودی در جلوی معابد و در دو جشنواره مذهبی که هر ساله برگزار میشد ، به معرض نمایش در میاید . این دو جشنواره یکی در یاد بود مرده گان و دیگری در روز تولد بودا برگزار میشده است .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
مراسم گیگاکو در قرن هشتم تبدیل به ایین باگاکو شد . که توسط دو گروه در روی سکوی مربع شکل اجرا میشده است . در فاصله قرن دهم تا سیزدهم میلادی ، چند نوع بازی و نمایش از قبیل اکروبات بازی ، نقالی ، آوازخوانی و رقص میم در ژ اپن رواج داشته است . اما در میان نمایش ها در این دوره ، دو نوع دنگاکو و ساراگاکو اشتعار بیشتر داشته اند . هر دوی این نمایش ها عبارت بودند از یک رشته آواز های بی ارتباط ، رقص و قطعات کوتاهی نمایشی . نمایش های کلاسیک جاپانی از تحول همین نمایش ها &ndash; دنگاکو و ساراگاکو &ndash; پدیدار گشتند .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
نمایش نو :&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
واژه نو در زبان جاپانی به مفهوم (بازی به کار میرود وبه نحو از نمایش جاپانی اعطلاق میشود که در حدود قرن چهاردهم ابداع شده است و به عنوان نمایش کلاسیک جاپان شناخته میشود .&nbsp; 
الف : رقص مذهبی ساراکاگو که متعلق به مذهب (شینتو ) بوده است . نمایش نو را در آغاز ساراکاگو &ndash; نو میخواندند . 
ب : دنگاکو که در اغاز نمایش از اکروبات&nbsp; و شعبده بازی بوده و به تدریج تبدیل به نحو اپرا میشود که نمایش گران آن به تناوب میرقصیدند&nbsp; و آواز میخواندند .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
ج : انواع مختلف آوازه خوانی و رقص .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
د: رقص های چینی که در دربار جاپان به اجرا در میامده است . نمایش نو بیشتر مدیون راهبی به نام ( کان آمی کی یوتسو گو ) است که راهب معبد ( کاسوگا ) بوده است گویند که ( شگونی ) به نامی (یوشیمیتسو ) کانامی را در حین اجرای رقص ساراگاکو &ndash; نو در معبد دیده وبلا فاصله او را تحت حمایت خود میگیرد . کان آمی نیز از آن پس جامه ربانی را کنار گذاشته و رسمی به کار نمایش میپردازد و شیو ه های گوناگون نمایشی را با رقص ساراگاکو در هم آمیخته و نمایش به وجود میاورد که به ساراگاکو &ndash; نو-نو ، مشهور میشود . نمایش نو از تحول نمایش ساراگاکو &ndash;نو-نوبه وجود میاید . هما پایه گزار و نظریه پرداز نمایش نو جاپان ، سه آمی موتکیو فرزند کان آمی است که تغییرات عمده چه از لحاظ سبک اجرایی و چه از لحاظ اندیشه های فلسفی در نمایش نو ایجاد میکند . از سه عامی حدود 100 نمایش بر جا مانده است .&nbsp;&nbsp; نمایش های نو از نگاهی ساختمان ، نمایش های کوتاه تک پرده ای استند که معمولا به لحاظ سنگینی موضوع در بین آنها قطعات کوتاهی کمیکی به نام کیوگن اجرا میشود . زبان نمایش هم زبان سنگین و ترکیبی از شعر و نثر است که معمولا از متون کلاسیک گرفته میشده است . موضوع ها ومضامین نمایش های نو نیز بیشتر تاریخی و مذهبی بوده و عملیات جنگ آوری و قهرمانی نقش مهم در انها ایفا میکند . اغلب این موضوع ها شدیدا تحت تاثیر تعالیم بودایی استند .&nbsp; 
در نمایشهای نو ، معمولا سه بازیگر وجود دارد . این سه بازیگر عبارتند از شیته که قهرمان اصلی نمایش است و نقشش دو قسمت است ، درقسمت اول به طور معمولی ظاهر شده&nbsp; ، اما در قسمت دوم با ماسک به روی صحنه میاید . بازیگر دوم، واکی نام دارد که نقش مخاطب شیطه را بر عهده دارد و معمولا در نقش یک راهب ظاهر میشود. این دو بازیگر میتوانند یک بازیگر همراه به نام تسوره داشته باشند . گذشته از سه بازیگر اصلی در نمایش نو ، دسته همسرایانی مرکب از ده تا دوازده نفر وجود دارد که بدون حرکت نشسته و قسمت های گفتاری را با همراهی موسیقی ( فلوت و طبل ) میخوانند .صحنه نو ، سکوه چوبی مربع شکل است که از سه طرف باز است و یک قسمت اضافی در طرف راست برای دسته همسرایان و یک قسمتی هم در عقب برای نوازنده گان دارد . این صحنه سقف هم به تقلید از سقف معابد دارد که توسط چهار ستون نگاه داشته میشود . بر دیواره عقب صحنه طرف راست ، سه درخت کاج نقاشی شده اند وروی دیواره روبه رو نیز همیشه درخت کاج روی چوب صیقل شده نقاشی شده که به منزله زمینه صحنه به کار میروند .&nbsp; 
نمایش کابوکی&nbsp; :&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
سنت نمایش کابوکی به قرن شانزدهم میلادی برمیگردد .به زمانی که ((اوکانی )) راهب معبد ((ایزومو )) شروع به رقص های مذهبی برسکوی برای عموم مردم میکند . کار اوکانی مورد توجه قرار گرفته و بزودی با همراهی گروهی از زنان و بچه ها ، اوکانی شرکتی را تاسیس میکند . اما از آنجا که کارش بلافاصله مورد تقلید قرار گرفته و زنان بیشماری روی به این کار میاورند و حتی به اجرای رقصهای زننده میپردازند ، لذا طبق فرمان شوگون زنان از شرکت در این گونه نمایشها منع میشوند. به طوریکه بعد ها ، تنها این مردان بودند که به اجرای نمایشهای کابوکی میپرداختند . کابوکی در فاصله سالهای 1675 تا 1750 سریعا متحول شده و تکنیکهای جدیدی در آن وارد میشود . بسیاری از محققان گفته اند که نمایشهای خالص کابوکی تنها تا سال 1868 وجود داشته است و بعد از آن تاریخ نمایشهای کابوکی تحت تاثیر فرهنگ غربی بسیاری از ویژهگی های اصیل خود را از دست داد ه است . در آغاز قسمت اعظم نمایشهای کابوکی فی البداهه ساخته میشد . اما با ظهور ((مونزای مون چیکاماتسو )) ، نمایشهای کابوکی در قرن هفدهم صاحب متنهای ادبی میشوند . اولین نمایش چیکاماتسو به نام روح شیطانی بانو ویستریا در سال 1677 و در تکیو به روی صحنه آمده است . چیکاماتسو که او را شکسپیر جاپان لقب داده اند ، حدود یکصد نمایشنامه نوشته است&nbsp; .&nbsp; درمقایسه با نمایشنامه های نو که اختصاص به طبقه اشراف داشتند و دارای موضوعها و مضامین سنگینی بودند ، نمایشهای کابوکی از موضوعهای عادی و روزمره استفاده کرده و برای عامه مردم به اجرا در می آمدند . برخلاف نمایشهای جدی نو ، در کابوکی عناصر تراژیدی و کمیدی در هم آمیخته و نوعی ملودرام میسازند . ازاهمیت رقص در نمایشهای کابوکی و مهارت بازیگران آن هم باید سخن گفت . چه مضامین نمایشهای از طریق رقص و حرکات موزون و البته قرار دادی بازیگران بیان میشود و همیشه همراه رقص موسیقی نیز به کار میرود البته موسیقی در مقایسه با رقص در کابوکی عاملی فرعی به شمار میرود .&nbsp;&nbsp; 
ازلحاظ سبک اجرایی ، نمایشهای کابوکی عاملی ترکیبی از نمایشهای نو، نمایشهای عروسکی و میان پرده های کمیدی است .&nbsp; صحنه کابوکی نیز در آغاز ، همان صحنه نو بود . اما به تدریج تغییر یافته و شکلی خاص به خود پیدا میکند . چنانکه از عمق صحنه کاسته شده و به عرض آن اضافه میگردد .سقف معبدی شکل آن نیز از میان میرود تختی در اواخر قرن هفدهم صاحب صحنه گردان هم میشود اما مهم ترین و یژه گی صحنه کابوکی داشتن راهرویی است که از وسط تماشاگران گذشته و صحنه را به اتاق کوچکی وصل میکند . از این راهرو بیشتر برای ورود وخروج وهمچنین برای بسیاری از صحنه های مهم استفاده میشود .&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
همان طور که در قبل هم اشاره کردیم ، بعد از سال 1868 تحت تاثیر نمایش غربی ، تغییراتی در صحنه کابوکی ایجاد میشود ، از جمله اضافه شدن ((قاب صحنه )) در سال 1908 است .در نمایشهای کابوکی برخلاف نمایشهای نو ، از وصائیل صحنه و تزئینات بسیاری استفاده میشود . البته تاثیر و تسلط صحنه آرایی قراردادی را همچنان در کابوکی به خوبی میتوان دید . زیرا که عناصر رئالستی و نمادین هر دو باهم در روی صحنه کابوکی به کار گرفته میشوند و مجموعه نمایشی یگانه ای را ارائه میدهند . ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:32:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تیاتر در قرون وسطی:</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com/تیاتر-در-قرون-وسطی</link>
<guid>https://cinematheater.loxblog.com/تیاتر-در-قرون-وسطی</guid>

<description><![CDATA[

تیاتر در قرون وسطی&nbsp; :&nbsp;
&nbsp; &nbsp;عناد کلیسا با تیاتر:
&nbsp; &nbsp;دوره تسلط کلیسا بر تمام شئونات اجتماعی ،فرهنگی و هنری اروپا ده قرن به درازا کشید که این دوره به قرون وسطی شهرت دارد. آغاز این دوران با هجوم اقوام بربر به اروپایی غربی و تجزیه امپراطوری روم به سال 313 م وپایانش همزمان با سقوط بیزانس توسط ترکان عثمانی به سال 1453 و طلوع عصر نوزایی بوده است . هرکنشی که در پهنه هنر،بویژه ،نمایش در این دوران رخ داده است،سایه کلیسا و اندیشه مسیحیت را بر جبین داشته است. نخست رهبران مذهبی مسیحی،گمان کردند که میتوانند با فتوی مانعی بر مسیر نهر خروشان تئاتر شوند.آورلیوس آگوستین فرمان ممنوعیت تئاتر را صادر کرد و بازیگران را در تنگناها قرار داد. ولی گرایش مردم به نمایش و جوهره وجودی تئاتر ،تواناتر از فرمان اوبود. پس راه دیگری باید اندیشید. این راه همانا همسوو همسازگار کردن تئاتر با اندیشه های مذهبی بود. در دوران وسطی،دیرها و کلیساها محل آفرینش درام شدند. کشیشان بازیگری آموختند .جایگزین نمایشهای شادی بخش دهقانی، نمایش زندگی پر درد و آلام مسیح شد. نمایش میستری و میراکل سر بر آورد . در دسته نخست رمز و راز کلیسا و سرگذشت اندوه ناک مسیح دستمایه نمایش قرار گرفت و در دسته دیگر&nbsp; توانمندیهای ورای انسانی مسیح به نمایش گذاشته شد در کنار این گونه نمایشهای مذهبی،مورالیته ها،فارسها،نیز که جنبه غیر مذهبی داشتند،خود نمودند تا تئاتر یکسر در بند کلیسا اسیر نشود.در طول قرون وسطی زبان لاتین سلطنت میکرد و زبان یونان همراه با تمدنش محکوم بود در این دوره تنها فلسفه یونان و به خصوص ارسطو بود که درشرق غرب ختمدگار دین شده بود و به استدلالات عقلی که دردست داشت با ثبات عقاید مذهبی میپرداخت.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp;&nbsp;بامرگ زبان یونانی و انحطاط فرهنگ و ادب قدیم و ظهور مسیحیت که با ادبیات آمیخته با بت پرستی قدیم ناسازگار بود و تاثیر قدیم از میان رفت . وانواع جدید تیاتر بر پایه موضوعات دینی عبارت بودند&nbsp; از معجزه ، اخلاق ، هزل ،&nbsp; شکنجه ها و مصیبت ها ،&nbsp; و انترلود . موضوع شکنجه ها ومصیبت ها در اینجا ریاضت است ، که زنده گی ومسیح و رنج های او در داستان به دار آویختن را بیان میکرد موضوع سراسراز کلیسای است که عبارت بود از تعمید واشتراک واثبات ازدواج واعتراف و رهبانیت و آخرین سر (مسح آخر ) و همگی را اسرار هفتگانه مینامیدند . معجزه میراکل سر اول قدیمترین انواع تیاتر است که موضوع اش قدیسان و معجزات و کرامات آنان بود.&nbsp;درقرن پانزدهم تیاترهای مذهبی بوجود آمدند که به مناطق مختلفی سفر میکردند و یا از کلیسای به کلیسایی دیگر میرفتند تا این داستانها را نمایش دهند . روح&nbsp;&nbsp; ضد مذهبی به زودی به این تیاتر هاسرایت کرد و کار انها به هزل کشید . و به تمسخر مهجزات وکرامات قدیسین پرداختند ودر این هنگام نمایش هزلی پدید آمد&nbsp;.(نمایش هزلی ) یک نوع تیاتر عامیانه است مثل داستان{ الکساندر }که تنها هدفش خنداندن است و فاقد هر گونه انتقاد اجتماعی است. اما ماسک{ مقنعه}پا یه های اپرای کمیک بشمار میایند و آن اپرای است که اساس آن را آواز و&nbsp; رقص موسیقی است. ماسک در انگلستان پدید آمد و به خصوص در دربارهای پادشاهان و کاخهای مرد های اشراف شیوع فراوان یافت و تنها وصیله تفریح و خوشگزرانی بود .
درام قرون وسطی : انواع نمایش:
&nbsp;نمایشهای قرون وسطایی را معمولا از لحاظ موضوع به دو دسته تقسیم میکنند : نمایش های سایکل&nbsp; و نمایش های غیر سایکل . نمایش های سایکل یا دورای به آن دسته از نمایشهای اطلاق میشود که از داستانهای انجیل گرفته شده و به&nbsp; مرگ زستاخیز حضرت مسیح و مصایب یاران او میپردازد . اما نمایش های غیر سایکل ؛ بیشتر موضوع های اخلاقی ، فولکلوریک ، جدی و حتی کمیدی دارند.
نمایش های سایکل: آغاز نمایش های سایکل که آنها ار با عناوینی چون میستر و یا تعزیه نیز میشناسیم ، به اواخر قرن دهم میلادی باز میگردد .&nbsp; اولین قطعات کوتاهی که از این گونه نمایشها به دست آمده ، متعلق به انگلیس بوده و توسط اسقف اعظم وینچستر و احتمالا بین سالهای 965 تا 975 میلادی نوشته شده اند. این قطعات کوتاه همراه با دستورات کاملی جهت اجرا میباشند .&nbsp;&nbsp; همانطوریکه اشاره رفت ، موضوع نمایشهای سایکل از کتاب مقدس انجیل گرفته شده است . برای مثال موضوع یکی از این نمایشها که متعلق به قرن سیزدهم است و در آلمان به دست آمده، شامل این قسمت ها است :تدفین حضرت مسیح ، در خواست روحانیون اعظم یهودی از پیلاتوس برای نگهبانی قبر آن حضرت ، موافقت پیلاتوس و گماردن سربازان رومی برای این کار و دادن پول به آنها ، ظهور فرشته ای در کنار مقبره ، خرید روغن و مرهم برای تطهیر پیکر عیسی توسط مریم مادر و مریم مجدلیه و باز گشت آنها به مقبره ، عروج عیسی به آسمان ، گذارش دادن واقعه توسط سربازان به روحانیون اعظم یهودی ، در خواست روحانیون از سربازان برای این که اعلام کنند که جسد حضرت عیسی دزدیده شده است ، خبر دادن واقعه از طرف مریم مجدلیه به پیتر و جان دوتن از حواریون ، ملاقات مریم مجدلیه با عیسی که به جامه باغبانی در آمده ، همراهی دوفرشته با عیسی و رفتن آنها به دم دروازه جهنم برای رهایی روحهای که در آن جا زندانی شده اند ، و بالاخره ، اعلام رستاخیز عیسی توسط مریم مقدس و حواریون به مردم ..... نکته قابل توجه در نمایش فوق ، این است که علیرغم گسترده گی موضوع و وقایع نمایش تنها دوصد خط گفتار دارد .
&nbsp;نمایش های غیر سایکل: گفتیم که نمایشهای غیر سایکل بیشتر شامل موضوع های اخلاقی ، فلکلوریک ، جدی و حتی کمیدی میشوند ، اما همچنان طرح های مذهبی هستند . 
یکی از انواع نمایشهای غیر سایکل ، نمایشهای اخلاقی هستند که به نمایشهای سایکل بسیار نزدیک میباشند .نمایشهای اخلاقی احتمالا در قرن چهاردهم پدیدار شده اند . این نمایشها ، بتدریج عناصر مذهبی خود را از دست داده و جز و برنامه نمایشی گروه های حرفه ای در می آیند.
&nbsp;موضوع اغلب این نمایشها ، هفت گناه کبیره کشمکش بین فرشته و شیطان بر سر تصاحب روح آدمی و مرگ و جهان پس از مرگ و&nbsp; موضوع های از این قبیل بود .&nbsp; مشهورترین نویسنده نمایشهای اخلاقی (پیتر نوستر انگلیسی ) بود که متاسفانه اثری از وی باقی نمانده است . قدیمی ترین سندی که از این نمایشها در دست است ، قسمتی از نمایشنامه ای تحت عنوان غرور زندگی است متعلق به سال 1400 میلادی که در آن پادشاهی زنده گی غرور بی حدی را از خود نشان میدهد ، بطور حتم در باقی نمایشنامه ، او به خاطر غرور و تکبر سقوط کرده ومجازات میشده است نمایشنامه های اخلاقی طی قرون بعدی و بخصوص در قرن شانزدهم تغییرات بسیاری پیدا میکنند و موضوعهای گوناگونی را در بر میگیرند . در زمینه صحنه آرایی ، نمایشهای اخلاقی همان اصول و قواعد کلی را داشتند که در نمایشهای مذهبی به کار گرفته میشد . هرچند از لحاظ بازیگر و تزئینات کمیت کمتری را&nbsp; میطلبیدند . اهمیت نمایشهای اخلاقی در قرون وسطی بیشتر از آن جهت است که راه را برای نمایشهای غیر مذهبی هموار کردند .&nbsp;ازانواع دیگری نمایشهای غیر مذهبی در قرون وسطی ، اینترلود یا میان پرده است . میان پرده ها نمایشهای کوتاهی بودند که در قرون وسطی معمولا مابین سایر اتفاقات از جمله ضیافت ها اجرا میشدند . این میان پرده معمولا دارای موضوعهای مذهبی ، اخلاقی ، کمدی و تاریخی بود و از آنجا که در سالن های پذیرایی خانه های اشراف به نمایش در می آمدند ، بازیگر کم داشته و از وسایل اندکی نیز جهت صحنه آرایی استفاد ه میشده است . پس از مرگ تیاتر کلاسیک انواع نمایشات مذهبی در سکاره ها و بازار ها سر بر آورد . درام قرون وسطی مذهبی بود و نخستین شکل آن درام ها میکولوژی ( سیو ترکان درام } بود که سرود های مقدس از کتابهای مقدس بودند . ودر دوران کلیسا خوانده میشدند&nbsp; نوع دیگر پولی پولی وینک بود که سرودهای دسته جمعی بودند&nbsp; و توسط گروه کورس خوانده میشدند . و تقریبا دیالوگ دار بودند اما خصلت نمایشی نداشتند.
ستری ها : نمایشات میستری ها به اساس زنده گی حضرت عیسی مسیح از خلقت تا رستاخیز را نشان میدهد که این نوع نمایشات بیشتر در انگلیس پیدا شده بود . 
&nbsp;&nbsp;میراکل ها : نمایشات به حساس معجزات حضرت مریم&nbsp; اجرا میشد .&nbsp;&nbsp;
&nbsp;انترلودها : {میان پرده } در فاصله نمایشات میستری ومیراکل اجرا میشد که دسته از هنرمندان برای ساختن کراکتر های غیر مذهبی بازی کرده وزنده گی&nbsp; مردم به تیاتر راه پیدا میکند. نمایشنامه های صوتی : نوع نمایشات طنز و تمسخر بود که به شدت رنگ سیاسی داشت.&nbsp;
&nbsp; خصوصیات نمایشات قرون وسطی :
&nbsp;&nbsp;&nbsp;1 : نمایشات این دوره از نظر نمایشی ضعیف اند و عنصر اول مرگ&nbsp; و رستاخیز در آن وجود دارد.&nbsp;
2: پرش های ناگهانی و غیر منطقی در نمایشات دیده میشود این نمایشات ساختمان ضعیف نمایشنامه است .&nbsp; 
&nbsp;&nbsp; 3 : کراکترها وابسته به کتاب مقدس استند
4:موضوع نمایشات مذهبی از پیش تعیین شده است.
&nbsp;5:نمایشنامه ها به اساس موضوع نوشته شده اند {وبر اساس داستان های مذهبی}&nbsp;&nbsp; 
6: نمایشنامه ها به شعر اند&nbsp; اما شعر ها سست و بی مایه اند بعد از پیدایش انترلودها شعر به نثر بر میگردد&nbsp; و زبان بومی مردم جای کتاب مقدس را میگیرد .
مورالیته ها : نوع نمایشنامه های اخلاقی را مطرح میکند که این نمایشنامه ها بر اساس کراکتر ها نوشته میشدند . زیرا از قید موضوع های معین مذهبی رها شده بودند . در نمایشنامه ها قطع های ایجاد میشد قطعه های کمیدی که آغاز کمیدی های قرون وسطی است . در زمانی که نمایشنامه از کلیسا بیرون شد رشد کراکترها به وجود آمد.گذشته از عناصر کمیک در نمایشهای مذهبی ، درقرون وسطی نوع کمیدی مستقل نیز وجود داشت که به عنوان فارس قرون وسطی شهرت یافته بود . فارس های قرون وسطایی که باقی مانده اند بیشتر متعلق به فرانسه و آلمان استند . از خصوصیات این فارس ها یکی کوتاهی آنها است&nbsp; که معمولا چند صد خط بیشتر نیست . و دیگر اینست که به شعر نوشته شده اند ، موضوع آنها نیز بیشتر هوای مسائلی چون تقلب ، دعوا و دورویی دور میزند . یکی از این فارس های مشهور که متعلق به فرانسه است، پیر پاتلن نام دارد و احتمالا مربوط به سال 1470 میلادی است . این نمایشنامه نشان میدهد که شیاد خود چگونه فریب میخورد . در آلمان نیز فارس های که بیشتر به عنوان شروتاید (شروتاید&nbsp; مطابق مذهب مسیحی ، سه روز قبل از چهار شنبه توبه را گویند ) خوانده میشوند ، وجود داشت . به نظر میاید که شروتاید ها طی کارناوالهایی که به راه میافتاد ، به وجود آمده باشند&nbsp; البته بخشی اعظم که از این نوع نمایش باقی مانده است ، بسیار خام و فاقد ارزش های نمایشی زیبایی استند .&nbsp;اما گفته میشود که آثار (آنس ساکس) کیفیت بهتری را دارا میباشند . مشهور ترین نمایش آنس ساکس، محقق سرگردان و دفع کننده شیاطین نام دارد.درانگلیس تا قرن شانزده ، فارس های مستقل وجود نداشت . فارس های نخستین نیز از نمایشها ی مذهبی متحول شده و وابسته به آنها بودند . در قرن شانزدهم است که فارس در انگلیس کم کم به صورت نمایش مستقل در میاید&nbsp; و آثار نویسنده چون جان هیوود مورد پسند تماشاگران انگلیس قرار میگیرد . مشهور ترین اثر هیوود را یوحنا یوحنا&nbsp; میدانند که داستان شوهر عیب جو است.
صحنه نمایش: به نظر میرسد که سرتاسر قرون وسطی تماشاخانه دایمی ساخته نشده باشد . اما به طور معمول برای اجرای نمایشها از یکی از این دو طریقه ها استفاده میشده است......................... 
&nbsp;سکوه های ثابت یا سکوه های متحرک آشکار است که هردوی این صحنه ها نیز به الهام از محراب کلیسا به وجود میایند . نمایش های مذهبی نخست در محوطه کلیسا و با استفاده از محراب آن اجرا میگردد . اما به تد ریج که این نمایشها امکانات بیشتری برای خود طلبیدند ، محوطه داخل کلیسا قادر به پاسخگویی نبوده ، بنابر این محل نمایش به حیاط کلیسا انتقال میابد. زمانی که محل نمایش از درون کلیسا به حیاط آن انتاقال میابد ، دست اندر کاران برای اینکه امکان دید بهتری برای تماشاگر فراهم آید سکوه های میسازند که تعداد شان نیز به تدریج افزوده میگردد . اما در هر حال ، دو سکوهی اصلی ، معرفت بهشت و جهنم بودند که در طرف چپ و راست تماشاگر قرار میگرفتند به مرور زمان ، سکوه ها از حیاط کلیسا به بازارچه ها منتقل میشود و بد ین ترتیب صحنه نمایش دوباره استقلال خود را باز میابد .
&nbsp;دوره های نمایشی دوره گرد: یکی از پدیده های جالب نمایشی در قرون وسطی ، ایجاد گروه های نمایشی دوره گرد در انگلیس است . که نمایش های خود را در روی عرابه به معرض تماشا میگذاشتند . نمایشگران ، چند عرابه را در کنار هم و گاهی اوقات به شکل دایره قرار داده&nbsp; و از انها به عنوان صحنه استفاده میکردند و در میدان ها و خیابان ها به دادن نمایش میپرداختند در آغاز تنها یک نمایش عرضه میشد ، اما به تدریج و تا اواسط قرن پانزدهم تعداد نمایش ها افزوده شد به طوری که گاهی شش نمایش و یا بیشتر توسط این گروه ها به معرض نمایش در میامد . البته هر نمایش برای خود موضوع مستقل داشت که در مجموع در ارتباط به سایر نمایشها نیز قرار میگرفت.&nbsp;موضوع نمایشها اغلب مذهبی بود اما به تدریج موضوعات دیگری از قبیل موضوعات تمثیلی و تاریخی نیز جای برای خود باز کردند . اندازه این ارابه ها متفاوت بود و برای هر نمایشی ، ارابه های خاص به کار میرفت. معمولا قسمت پایان آن توسط پرده زینت داده شده پوشیده میشد که از آن به عنوان اطاق رخت کن استفاده میکردند .&nbsp; ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:32:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نمایش درهند</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com/نمایش-درهند</link>
<guid>https://cinematheater.loxblog.com/نمایش-درهند</guid>

<description><![CDATA[

نمایش درهند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
منشای نمایش در هند را باید در مراسم و مراسک مذهبی &ndash; اساطیری آن یعنی در دین هندو در مجموعه از نوشته های اسمانی ، مکاتب فلسفی و اساطیر پیچیده ای&nbsp; است ، جستجو کرد . خدای خالق هندوان &ndash; براهما که کتاب مقدس ودا را پرداخته است پنجمین قسمت از آن ، یعنی ودای پنجم به نام ناتیا ودا و اختصاص به سرگرمی های از قبیل رقص و موسیقی نمایش داده است.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
در تمدن هند ، رقص یکی از هنر های مهم و اساسی به شمار میرود و سایر هنر ها در واقع تجسم پیش از آن نیستند . چنان که گفته میشود شیوا &ndash; یکی دیگراز خد ایان هندوان &ndash; دنیا را توسط ضربان و حرکات رقص&nbsp; خود آفرید و در هند او را به عنوان آفریدگار رقص و نمایش شناخته اند . و نقل قول میکنند که شیوا هنر رقص و نمایش را حدود شش هزار سال پیش از میلاد مسیحی به بشر ارزه کرده است .&nbsp; گذشته از براهما و شیوا ، خدای دیگر هندوان یعنی ویشنو نیز درپیدایش رقص و نمایش سهم به سزای داشته است . زیرا میگویند که این ویشنو بود که به یکی از نزدیکان خود به نام بهاراتا فرمان میدهد تا صنعت نمایش را به آدمیان بیاموزد .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
به دنبال فرمان و یشنو بهاراتا نیز رساله به نام ناتیا شاسترا گرد آورده&nbsp; که در ان از رقص ، موسیقی ، صحنه آرایی و بازی سازی سخن رفته است . تاریخ تحریر این کتاب که آنرا نخستین اثر نمایشی هندی میشناسند قرن دوم پیش از میلاد و یا قرن دوم پس از&nbsp; میلاد ذکر اند&nbsp;اما در باره رساله ناتیا شاسترا اقوال دیگری نیز نقل شده است.
از جمله که کلمه بهاراتا خود به معنی رقاص و بازیگر آمده و نام کتاب میبایست بهاراتا &ndash; ناتیا شاسترا&nbsp; بوده و در اصل باید مجموعه از متون قدیمی باشد که به منظور رهنمایی و آموزش رقاصان و بازیگران گرد آوری شده است . گذشته از رساله ها ناتیا شاسترا باید از دو حماسه بزرگ هندوان ، یعنی رامایانا و مهابهاراتا نام برد که نه&nbsp; تنها به خاطر ارزش های مذهبی و ادبی مورد احترام و ستایش بوده اند ، بلکه به لحاظ داشتن ارزش های نمایشی هم همواره به عنوان منابع نمایشی در هند، برمه تایلند،جاوه و مالی مورد استفاده نمایشگران بوده اند .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
طبق آنچه که در ناتیا شاسترا آمده دو مکتب در سنت رقص و نمایش هند بسیار اهمیت داشته است &nbsp;بهارتا ناتیام&nbsp; و کاتاکالی . بهاراتا ناتیام نمایش است که درآن فقط زنها میرقصند و بیشتر در ناحیه مدرس قرار داشته است و کاتاکالی ، نمایشی است که اختصاص به مردان جوان&nbsp; دارد و بیشتردر جنوب غرب هند به اجرا در میامده است .رقص بهاراتا ناتیا معمولا شامل چند قسمت است : لاریپو که پیشدرآمد رقص محسوب شده است و هدیه برای خدایان و تماشاگران به شمار میاید . لاتی سواران که بیشتر اختصاص به موسیقی داشته و توسط رقص ، حالات مختلف را بیان میکند&nbsp; شابدام ، که رقص اصلی نمایش است و تمام فنون&nbsp; بهاراتا ناتیام را در بر میگیرد . وارنام ، که در واقع در بین پرده کوتاه است و برای&nbsp; تنوع آورده میشود .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
پادام ، که رقص کوتاه است و ماجرای سختی را بیان میکند و در آن از اشعار عرفانی استفاده میشود تیلانا، که رقص سبک و لطیف است&nbsp; و بیشتر اختصاص به هنر نمایی رقصنده دارد و در آن از موسیقی شمال هند استفاده میشود . وبلاخره شلوکام ، که قسمت آخر نمایش است که طی اجرا از خدایان یاری و یاوری طلبیده میشود و در آن از شعر کوتاهی که به زبان سانسکرت استفاده میکنند .گفته میشود که بهاراتا ناتیام توسط چهار برادر به اسامی پونیا ، چینیا و وادی اولو و شیواناندام پیلای تدوین شده است .]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:32:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نمایش عروسکی در شرق</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com/نمایش-عروسکی-در-شرق</link>
<guid>https://cinematheater.loxblog.com/نمایش-عروسکی-در-شرق</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;نمایش عروسکی در شرق :&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
در اساطیر هندی چنین آمده است که براما خدای خالق ، سررشته نخ های جهان را به دست دارد و جهان بازی گاه ومخلوقاتش عروسک های او استند . پس بی مناسب نبو د ، که بشر به تقلید از پروردگار خود، عروسک های بسازد و بکوشد تا به آنان جان بخشد .]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:32:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اجرای نمایشنامه «رویای شب نیمه تابستان» دردانشگاه کابل دانشکده هنرهای زیبا دیپارتمنت تیاتر</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com/اجرای-نمایشنامه-رویای-شب-نیمه-تابستان-دردانشگاه-کابل-دانشکده-هنرهای-زیبا-دیپارتمنت-تیاتر-1</link>
<guid>https://cinematheater.loxblog.com/اجرای-نمایشنامه-رویای-شب-نیمه-تابستان-دردانشگاه-کابل-دانشکده-هنرهای-زیبا-دیپارتمنت-تیاتر-1</guid>

<description><![CDATA[

A Midsummer Night&acute;s Dream&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (1595-96) 
نمایشنامه .. رویای یک شب نیمه تابستان 

By William Shakespeare
Adaptation: Victoria Bakke
Characters UoK-version: شخصیتهای نمایش 
THESEUS &ndash; Duke of Athens/OBERON -King of the Fairies&nbsp;&nbsp;&nbsp; male
تزیوس شاه آتن (سید عارف)
HIPPOLYTA&ndash;Queen of the Amazones, betrothed to Theseus/&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
femaleTITANIA&nbsp; - Queen of the Fairies&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
هیپولیتا ملکه آمازونها ،نامزادتزیوس (حلیمه) male 

EGEUS &ndash; father to Hermia/PUCK &ndash; a fairy&nbsp;
اجیوس&nbsp; پدر هر میا (میلاد)
PHILOSTRATE &ndash; Master of the Revels to Theseus/ female&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
 FAIRY &ndash; attending to 
رئیس تشریفات تزیوس فلستریت (فریبا)
TITANIA/ QUINCE &ndash; a weaver&nbsp;&nbsp; کوینس (مریم)
BOTTOM &ndash; a carpenter&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; male
&nbsp;&nbsp;&nbsp; باتام بافنده (جمعه)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
HERMIA &ndash; daughter to Egeus, in love with Lysander female 
دختر اجیوس دلباخته لایزاندر(خدیجه)&nbsp; هرمیا
HELENA &ndash; in love with Demetrius female&nbsp;&nbsp; 
هلنا دلباخته دمتریوس (طاهره)
LYSANDER &ndash; in love with Hermia male
لایزاندر (ذین العابدین)&nbsp; دوستداران هرمیا 
DEMETRIUS &ndash; in love with Hermia male
دمتریوس دوستداران هرمیا (احمد ضیا)&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
به کارگردانی استاد صلاح الدین سمندر
دستیارکارگردان: پیتر
موسیقی : پله
&nbsp;
نور: سعید نظر سعدی

اول تابستان 1391 پوهنتون کابل پوهنحی هنرهای زیبا دیپاتمنت تیاتر]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:32:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اجرای نمایشنامه «رویای شب نیمه تابستان» دردانشگاه کابل دانشکده هنرهای زیبا دیپارتمنت تیاتر</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com/اجرای-نمایشنامه-رویای-شب-نیمه-تابستان-دردانشگاه-کابل-دانشکده-هنرهای-زیبا-دیپارتمنت-تیاتر</link>
<guid>https://cinematheater.loxblog.com/اجرای-نمایشنامه-رویای-شب-نیمه-تابستان-دردانشگاه-کابل-دانشکده-هنرهای-زیبا-دیپارتمنت-تیاتر</guid>

<description><![CDATA[
 
سم الله الرحمن الرحیم
نمایشنامه کمدی تحت نام ( رویاهای نیمه شب تابستانی) یکی از نوشته های مشهور ویلیام شکسپیر شاعر و نویسنده دانا کشور انگلستان مربوط به اوایل قرن شانزدهم میلادی میباشد. 
&nbsp;&nbsp;&nbsp; نمایشنامه ای رویاهای نیمه شب تابستانی اثر ویلیام شکسپیر یک&nbsp; نمایشنامه کلاسیک بوده و با ژانر کمدی، برای اولین بار بعد از چندین دهه سکوت و آرامش در عرصه ای هنر تیاتر در افغانستان برای بار اول در دیپارتنمت تیاتر پوهنحی هنرهای زیبا پوهنتون کابل به ابتکار استادان و دانشجویان جوان به اجرا در آمد البته به کمک مالی سفارت ناروی در شهر کابل و آمر دیپارتمنت تیاتر پوهنحی هنرهای زیبا! 
&nbsp;&nbsp;&nbsp; برای ایفای نقش در نمایشنامه ای ( رویاهای نیمه شب تابستانی) در ماه( می)سال 2012 انتخاب اکتور ها &nbsp;&nbsp;توسط استاد صلاح الدین سمندری از بین 67 نفر محصلان دختر و پسر دیپارتمنت تیاتر پوهنحی هنرهای زیبا 10 نفر هنرپیشه انتخاب گردید البته 5 پسر و5 دختر ، متن انگلیسی آنرا آقای وکتوریا بک ازکشور ناروی دراماتیزه نموده و برگردان به زبان دری توسط استاد سلیمان سنجر،استاد صلاح الدین سمندری و استاد حبیب الله سروش صورت گرفته است.
&nbsp; کارگردانی نمایش را استاد صلاح الدین سمندری استاد برحال پوهنحی هنرهای زیبا پوهنتون کابل بدوش داشته . 
&nbsp;&nbsp; همکارکارگردان آقای پیترکریستینسین، طراح حرکات صحنوی آقای پله ولدن، نور و صدا توسط براتعلی، سعید نظر و پله ولدن. 
&nbsp;&nbsp; طراحی صحنه ولباس توسط استاد شمسیه حسنی واستاد انگیزه. 
&nbsp;&nbsp; میکیاژور به همکاری خانم زرفشان شریفی، اشخاص که در این نمایش نقش ایفا کردند عبارتنداز: 
&nbsp;&nbsp; 1: ذین العابدین سروری (لایزندر عاشق هرمیا) 2: احمد ضیاه ساحل(دمتریوس عاشق هرمیا) 3:سیدعارف سادات(ابرون شاه پریان /و تزیوس شاه آتن) 4: میلاد فرخ(پک خدمت گار ابرون/ و اجیوس پدر هرمیا) 5:حلیمه هاشمی(هوپلیتا خانم تزیوس/ و تیتانیا ملکه پریا) 6: طاهره هاشمی(هلنا دلداده لایزندر) 7: فریبا نبی زاده(پری جنگل /و فلسترات خدمتگزار تزیوس) 8: محمد جمعه مظفری (باتام) 9: مریم صافی(کوئنس) 10: خدیجه درمان(هرمیا دلداده دمتریوس)
&nbsp;&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp; مدت زمان نمایش: 2 ساعت 
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تمرین نمایش با طراحی تمام بخشهای مختلف نمایش به مدت 40 روزادامه پیدا کرد. 
&nbsp;&nbsp; بتاریخ 22و23 سرطان 1391 روز سه شنبه وچهارشنبه برای دو روز در تالار پوهنحی هنرهای زیبای پوهنتون کابل برای علاقه مندان هنر به نمایش گذاشته شد. 
&nbsp;&nbsp; در آخر بازیگران مورد استقبال و تشویق زیادی از طرف هنرمندان و بزرگان اهل قلم صورت گرفت. &nbsp;&nbsp; با وجود که برای تمام بازیگران بازی در نمایشنامه کلاسک شکسپیر کاملا نو و برای بار اول بود باز هم&nbsp; همه بازیگران عالی بازی کردند. بازيگرانی که عهده&zwnj; دار وظيفه خلق کمدي و طنز عامیانه را داشتند و هم بازيگران که نقش های اصلی &nbsp;وبازيگراني که نقش سخت و دشوار در فضاي جادويي جنگل به بازی مي&zwnj;پرداختند بازی خوبی از خود نشان دادند.البته این نمایش کمدی که در سالهای اواخر قرن پانزده نوشته شده ارتباط نزدیک به زندگی فعلی افغانها دارد، درحالیکه صحنه های کمدی نمایش بیننده را بخنده و خوشی وا میداشت از طرف دیگر واقعیت های زندگی تلخ را نیز برملا میکرد.
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خلاصه نمایش:&nbsp;
&nbsp;&nbsp; ((رویای یک شب نیمه تابستان)) A Midsummer Night&acute;s Dream&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
&nbsp;&nbsp;&nbsp; نمایش&zwnj;نامه&zwnj;ای است خیال انگیز با آمیزه&zwnj;ای از شعر و طنز که از پنج پرده تشکیل شده است .صحنه نخست نمایش&zwnj;نامه با گفت و گویی میان تزیوس ـ فرمانروای آتن ـ و معشوقش هیپالیتا ـ فرمانروای آمازون ـ آغاز می&zwnj;شود .طوری که ازدواج آن دو به زودی رخ خواهد داد .((ایجیوس)) یکی از اشراف آتن بوده و دخترش((هرمیا)) و دو عاشق او یعنی((لایزندر)) و ((دمتریوس)) وارد می&zwnj;شوند .ایجیوس از تزیوس می&zwnj;خواهد که به((هرمیا)) حکم کند تا دمتریوس را به همسری انتخاب کند، تزیوس نیز از هرمیا می&zwnj;خواهد به خواست پدرش تن دهد ; وگرنه مرگ یا ترک هم صحبتی مردان برای همیشه عقوبت وی خواهد بود اما ((هرمیا)) عاشق و دلباخته ای ((لایزندر)) است.او به هرمیا تا شب ازدواج خود با هیپالیتا فرصت می&zwnj;دهد تا نظر خود را قطعی کند، بلاخره لایزندر و هرمیا از آتن فرار می کنند در جنگلی دور از قصر...بدنبال آنها هلینا و دمتریوس نیز راه می افتند ..... بلاخره اتفاق های غیر پیش بینی شده در جنگل رخ میدهد....... 
&nbsp;
&nbsp;نمایشنامه های مشهور ویلیام شکسپیر:


&nbsp;



کمدی&zwnj;ها:
&nbsp;درد بیهوده عشق &bull; کمدی اشتباهات &bull; دو نجیب&zwnj;زاده ورونایی &bull; رویای شب نیمه تابستان &bull; تاجر ونیزی &bull; رام کردن زن سرکش &bull; همسران خوش ویندزور &bull; هیاهوی بسیار برای هیچ &bull; هر طور شما دوست دارید &bull; شب دوازدهم &bull; هرچه عاقبتش خیر است، خوب است &bull; قیاس برای قیاس &bull; پریکلس &bull; سیمبلین &bull; حکایت زمستان &bull; 

&nbsp;تاریخی&zwnj;ها: 
&nbsp; هنری ششم: قسمت اول &bull; هنری ششم: قسمت دوم &bull; هنری ششم: قسمت سوم &bull; ریچارد سوم &bull; 
&nbsp;کینگ جان&bull; ریچارد دوم &bull; هنری چهارم: قسمت اول &bull; هنری چهارم: قسمت دوم &bull; هنری پنجم &bull; 
&nbsp;تراژدی&zwnj;ها:&nbsp;
&nbsp;تایتوس آندرانیکوس &bull; رومئو و ژولیت &bull; ژولیوس سزار &bull; هملت &bull; ترویلوس و کرسیدا &bull; اوتللو &bull; لیرشاه &bull; مکبث &bull; آنتونیوس و کلئوپاترا &bull; تیمون آتنی &bull; کوریولانوس &bull; &nbsp;ونوس و آدونیس]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:32:51 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اکادمیک شدن هنر تیاتر در افغانستان</title>
<link>https://cinematheater.loxblog.com/اکادمیک-شدن-هنر-تیاتر-در-افغانستان-1</link>
<guid>https://cinematheater.loxblog.com/اکادمیک-شدن-هنر-تیاتر-در-افغانستان-1</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;&nbsp; اکادمیک شدن هنر تیاتر در افغانستان 
&nbsp;چرا ضرورت به اکادمیک شدن هنر تیاتر در کشور خود داریم؟
همه میدانیم که هنر تیاتر یا هنرهای دراماتیک بخش عظیم از هنرهای کلاسیک و معاصر جامعه بشری را تشکیل میدهد، به این معنی که هنر تیاتر انعکاس دهندۀ خوشی ها، دردها، خواستها و هزاران مشکلاتیکه در جامعه ای انسانی وجود دارد می باشد.
پس روی همین هدف هنر تیاتر موقعیکه روی ستیژ پیاده میشود و بشکل زنده در مقابل تماشاگران به اجراه در می آید تاثیر مستقیم بالای روح وروان آنها میگذارد، بیننده به خوبی میتواند نقاط منفی را نکوهش و نقاط مثبت را سر مشق زنده گی خویش قرار بدهد. در طول تاریخ در همه کشورها از آثار خوبی دراماتورگی و نمایشهای ماندگار برای روشن ساختن و هدایت نمودن اذهان جامعه به منظور بلند بردن سطح دانش، انکشاف وترقی و رهایی از پرابلم های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مذهبی استفاده عظیمی نموده اند.اگر بتاریخ این هنر والای بشری نظر بیندازیم دیده می شود بزرگ مردان مانند اشیل، اورپید، سوفوکل، بن جانسن، مولیر، گویته چیخوف، ویلیام شکسپیر، استانیسلافسکی و غیره&nbsp; همه در رابطه به تیاتر و هنر نمایشی اثرهای ماندگاری در جهان تقدیم کردند. که تا به امروز و صدها سال دیگر زینت بخش استیج های تیاتر جهان و صیقل دهنده اذهان جامعه میباشد.(1)
تیاتر گرچه سابقه بسیار طولانی دارد حتی از زمانی که انسان ها تکلم کرده نمیتوانستند یعنی با اشارات زنده گی را پیش میبردند،&nbsp; اما در روزگاران قدیم تراژیدی در کنار کمیدی پدیدار گردید، در یونان قدیم بر اساس این دو نوع تیاتر، مراسمی به مناسبت عبادی که برای الهه دیونیزوس بر پا میشد برگذار میگردید. موضوع این دو نوع مراسم حادثه ویا مسأله ای بود که به زنده گی وی بسته گی داشت و از اینجا این دو نوع مراسم از همدیگر مشخص گردیدند.
تراژیدی موضوع جدی و غم انگیز و کمیدی یک هنر خنده انگیز میباشد. مردم به پایان هر یک از این دو نوع نگاه میکردند و آگاهانه قضاوت می نمودند که این تراژیدی است یا کمیدی. اما این مقیاس بطور مطلق صحیح نیست.چنان که&nbsp; ارسطو&nbsp; می گوید: (صفت ممتاز تراژیدی نجابت و متانت است، متانت در سبک شعر و متانت در شخصیت های که شاعر پرداخته است). بنابر این در تعریف هنر مخصوصا&quot; سبک تراژید ابتذال راه ندارد و باالفاظ نو ظهور وپیش پا آفتاده آلوده نیست.
اما با مرور زمان و انکشاف ترقی و پیشرفت علم و تکنالوژی تیاتر نیز جایگاهی خاص خودرا در جامعه بشری پیداکرده است که در همه عصر ها فعالیتهای تیاترمطابق به خواست های مردم جواب داده است.
بنابر این ما هنر مندان مسئولیت داریم تا برای اکادمیک شدن تیاتر در جامعه ای بشری خویش کوشا باشیم.خصوصا&quot; در کشور عزیز ما افغانستان این نیاز بیشتر مشهود است.تیاتر در جهت آگاهی بشر نقش عمده دارد.چناچه ارسطوبرای تیاتریک وظیفه روانی تعین کرده است وکتاوتس&rdquo;kathavatis&rdquo; یا تطهیر است.تطهیر نفس از شهواتش که با تحرک دوعاطفه اساسی بشریعنی &quot;مهر&quot; و&quot;ترس&quot;صورت می گیرد،ولی همواره تیاتر چنین وظیفۀ را به عهده نگرفته است. شک نیست که ارسطو هنگام تعین این وظیفه عوامل مذهبی راکه موجب پیدایش تیاتر گردیده فراموش کرده ویا آنرا نا دیده گرفته است،زیرا تیاتر ابتدا مراسمی بوده که برا ی پرستش &quot;دیونیزوس&quot; بر پا می گردید.ارسطوبا اینکه اصول تطهیر مجردی را به شرایط زمانی ومکانی نباشد پیدا کند. با این همه بشریت هنوزآنچه را که ارسطوگفته فراموش نکرده است، زیرا مسئله ای که تا امروز نیز در پیرامون تیاتر مطرح بوده و هست،اینست که آیا تیاتر دارای یک وظیفه روانی است یا رسالت اخلاقی و اجتماعی و ملی را نیز به عهده دارد، این یک مسئله ای اساسی است که اکنون در ادبیات مطرح است.بدین وسیله اعماق روح را میتوان شناخت. این شناخت بزرگترین نیاز انسان امروز است، از طرف دیگردر این هنگام تیاتر ما را از اضطراب و رنجهای روزانه مان دور می سازد و آسایش نگری به ما می بخشد.
لهذااین بحث روابط مختلف هنر و ادب را با فرد و اجتماع بررسی میکند.
الف: رابطه هنر و ادب با فرد و نیازهای بشری یکه ممکن است بدست هنر و ادب بر آورده شود بستگی دارد، خواه ادب بصورت یک هنر زیبا جلوه گر شود یا وسیله ای برای بیان.
مهمترین بحثی که از اصول و هدفهای گوناگون آن و تمیز هریک از آنها در سه موضوع مورد بحث است، زیبا، لطیف و عالی. از این نظر که ادب عبارت است از تعبیر علم زیبایی شناسی.
ب: اما در باره ای رابطه هنر و ادب با اجتماع دو نظریه (روانی) و (اجتماعی) با یکدیگر در ستیز اند و در موضوع وظیفه اصلی ادب که ایا تعبیر روح فرد است یا تصویر حیات اجتماع&nbsp; اختلاف دارند،چون نقشیکه ادب در حیات اجتماعی و نهضت های ملی و آگاهی در انقلابات سیاسی و اجتماعی بازی می کند این مناقشه دیده میشود، مثلا&quot; این موضوع را برسی می کند که ادبیات فرانسه چی گونه زمینه انقلابات 1789-1830 را بوجود آورد.
&nbsp;روی همین هدف یادی از بزرگ مرد این بخش مینماییم..... اورپید با اینکه انسان را در تراژیدی هایش&nbsp; با قدرت وجلال وارد ساخت و بدین طریق آثارش را از ملکوت خدایان تا بشر پاین آورد و مردم عادی را قهرمان داستان خود ساخت.
(2)&nbsp;&nbsp;با گذشت زمان، از اعصار قدیم هرچه به قرون معاصر نزدیک می شویم، زنده گی بشریت تحول ژرف نموده، حالت اقتصادی و مادی جامعه انسانی تغیر کرده، همآهنگ با آن فرهنگ&nbsp; شگوفایی یافته.
قابل ذکراست که در کشورهای جهان سوم هنوز هم مشکلات زیادی درعرصه هنر تیاتر دامنگیر میباشد، از جمله در کشور ما جمهوری اسلامی افغانستان هنر تیاتردر زمان حاکمیت های تاریک اندیشان وضع قهقرای داشت. اما باوجود آن&nbsp; به کمک یک تعداد هنرمندان وشیفته گان&nbsp; ما که عاشق کلتور، فرهنگ و وطن خویش هستند درآن دور تار هم توانستند که&nbsp;&nbsp; هنر تیاتر و فرهنگ جامعه خویش را حفظ نمایند.این هنر مندان بزرگ ما چه در داخل و چه در خارج کشور نقش هنرمندانه خودرا ادا نمودند، قابل سپاس و یاد دهانی میباشد.  
&nbsp;برای اینکه این هنر والا و پرارزش را اکادمیک بسازیم باید زیر بینایی آنرا تقویت و تهداب گذاری نماییم، یعنی افرادی که&nbsp; معلومات و آگاهی مقدماتی از هنر تیاتروهنرهای دراماتیک نداشته باشند در پوهنتون های مسلکی جذب آنها مؤثریت ندارد.
لهذا باید آنها در دوره های تحصیلات ابتدائیه و ثانویه آموزش هنررا ببینند، هدف اینست که هنر والای تیاتر باید بشکل مسلکی و اکادمیک پایه گذاری گردد.طی سه دهه جنگ های خانمانسوزدرکشور ما تمام نهاد های اجتماعی و فرهنگی اعم از نهاد های تیاتر و سینما ضربه مهلک دیده. هم چنان فقر، بیسوادی و بیکاری دامنگیر این جامعه گردید، که همه دار و ندار فرهنگی وهنر ی کشور عزیز مارا به نابودی کشاند. پس روی همین هدف زیر بنایی علمی واکادمیک را باید در اصلاح سیستم&nbsp; معارف و تعلیم تربیه ساخت، تاهنر های دراماتیک وتیاتر کشور ما در عرصه های هنری و فرهنگی جهانی جایگاهی خاص خودرا دوباره پیدا نماید.
امروز ما در قرن 21 یعنی قرن پیشرفت وترقی تکنالوژی بشریت قرار داریم، اگر ماحالا در فکر اکادمیک ساختن هنر تیاتر در جامعه ای خویش نباشیم از سیر تکامل هنری بشری عقب خواهیم ماند.چرا که در این روزگاران همه جوانان با دیدگاه های نو پا به عرصه های آموزش علم و دانش میگذارند، از یک سو پرابلمهای بزرگ دامنگیر این جامعه ای درد کشیده میباشد، قابل یاد دهانی است که تهاجم و تجاوز فرهنگهای بیگانه در این کشور سیل آسا وارد شده و اثرات ناگواری را در قبال خواهد داشت،&nbsp; از بزرگانیکه در عرصه ای هنر و ادبیات این کشور کوشا هستند خواهشمندیم جهت غنامندی ، حفظ ورشد هنرهای اصیل فلکلورملی کشور ما توجه داشته باشند.تا باشد که&nbsp; بتوانیم از تهاجم&nbsp; فرهنگهای بیگانه جلوگیری به عمل آوریم.روی همین موضوع برای جلوگیری از فرهنگهای مبتذل بیگانه و تاثیر گذاری منفی آن بالای اذهان جامعه ما یک سلسله اقداماتی را برای اکادمیک ساختن هنرها از جمله هنر های تمثیل و دراماتیک مدنظر گیریم تا بتوانیم در آینده های نه چندان دور تغییراتی مثبت را به وجود آوریم.
&nbsp;برای رسیدن به اکادمیک شدن تیاتر در افغانستان سه موضوع ذیل را مد نظر داشته باشیم: 
&nbsp;
1-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; افزودن مضمون تیاتر درسیستم تهدابی تعلیم و تربیه.
2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تقویت سیستم تحصیلات عالی.
3-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گسترش هنر در بین جامعه و تقویت نهادهای تیاتری در کشور.
 
A-&nbsp;&nbsp;&nbsp; ایجاد وافزودن مضمون تیاتر در نصاب تعلیم وتربیه: 
&nbsp;
برای اکادمیک ساختن هنر تیاتر باید پایۀ آنرا که دوران تحصیلات معارف و تعلیم وتربیه می باشد اصلاح نمود. من چند موضوع ذیل را برای رسیدن به این مأمول پیشنهاد می نمایم:
1- مضمون تیاترو یا هنرهای دراماتیک در نصاب تعلیمی&nbsp; معارف کشور شامل گردد.
2- بنابر تحقیقات و روانشناسی در رابطه به برداشت هنرهای دراماتیک و تمثیل برای اطفال زیر سن 18درمکاتب، این مضون بایدازصنف پنجم مورد استفاده قرار گیرد.
3- برای تدریس این مضمون فارغان رشته تیاتر پوهنحی هنر های زیبا بحیث استادان در مکاتب استخدام گردند.
4- کتابهای که همه ساله از طرف وزارت معارف برای مکاتب چاب می شود، پهلوی آن نیز در رابطه به هنرهای دراماتیک و بازیگری کتابهای چاب گردد.
5- مکتب های شخصی در عرصه هنرهای دراماتیک و بازیگری در کشور ایجاد شود.
6- آگاهی دهی و تدویر ورکشاپها در رابطه به تیاتر های گدی (تیاتر های برای کودکان) در مکاتب.
7-&nbsp; ایجاد روابط مکاتب کشور با مکاتب کشور های ترقی یافته در عرصه هنرهایدراماتیک.
8- ایجاد سالون های تیاتری در مکاتب کشور برای تمرینات و نمایشات تیاتری.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 23:32:51 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

